بلور رويا
يه پسر ساكت و شلوغ !
مرده پرستیم مگه نه !!؟؟

 

وقتی زنده ای کلامی ندارند با تو ، امان از روزی که رفتی

 


هر پنج شنبه یا جمعه ساعت ...ها با سنگ سرد قبرت صحبت
 
می کنند گویا این مردمان با مرده ها راحت ترند تا زنده ها، گویا
 
 کلامشان را برای سنگ قبرت نگه می دارند

خوش باشید با سنگها ای مردم سنگ پرست ....

 

 

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست، حاصلش

 

تن به قضا دادن نیست، اظطراب و هوس و دیدن و نا دیدن نیست، زندگی

 

جنبش جاری شدن است از تماشاگه اغاز حیات تا بدانجا که خدا میداند...

درد و دل ...
آری سهراب تو راست میگویی , آسمان مال من است ؛
پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است ؛
اما سهراب تو قضاوت کن , بر دل سنگ زمین جای من است ؟؟!!
من نمی دانم چرا این مردم , دانه های دلشان پیدا نیست , صبر
کن ای سهراب....!!!!
قایقت جا دارد.....؟؟؟؟!!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم !!!!!!!
 

تولد بابا جونم که دیگه نیست ...

 

سلام بابا جونم ناراحت تولدت مبارک عزیزم ... امروز تولدته و نمی دونم چطوری ...

 

نمی دونی از وقتی که روز 14 مهر ماه سال 89 ما رو تنها گذاشتی ... گریه

 

1.5 سال گذشت از رفتن ....

 

بابا جونم تولدت مبارک لبخند

 

پ . ن : قدر پدر و مادرای عزیزتون رو بدونید ....

سال نو ..

 

سلام .. سال نو بر همگی دوستان عزیزم مبارک باشه قلبلبخند 

 

امیدوارم که سال جدید مملو از شادی و خوشی و خوشبختی باشه برای همه دوستان

 

عزیز و نازنینم ... دوستتون دارم لبخند

 

پ . ن : عید رو خونه بودم و فقط استراحت کردم نیشخند آی حال داد مژه

سال نو مبارک ....

 

سال نو پیشاپیش به همه دوستان عزیزم مبارک باشه ...قلب

 

انشاا... که سال 91 سالی باشه مملو از خوشی و خوبی برا همتون ... لبخندقلب

آدم !

 

 

آدمیست دیگر ...


یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد!


دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور ..!
ناراحتقهر

 

سفره خالی ؟؟!!

یاد دارم در غروبی سرد سرد

میگذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد : کهنه قالی میخریم
...
دسته دوم جنس عالی میخریم

کاسه و ظرف سفالی میخریم

گر نداری کوزه خالی میخریم

اشک در چشمان باباحلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست!

!ای خدا شکرت ولی این زندگیست

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود


خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آآقا سفره خالی میخرید!!!؟

پس از مرگم ...

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد

ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت

بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت

مرگبارم را ....

شعر باز باران ورژن 2012 !!!

 

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه

 

خانه ام کو ؟؟؟ خانه ات کو ؟؟؟ آن دل دیوانه ات کو ؟؟؟

 

روزهای کودکی کو ؟؟؟ فصل خوب سادگی کو ؟؟؟

 

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین

 

پس چه شد دیگر ?کجا رفت ؟؟؟

 

خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو ? آرزو هست ؟؟؟

کودک خوشحال دیروز

 

غرق در غم های امروز

 

یاد باران رفته از یاد

 

آرزوها رفته بر باد

 

بــاز بــــاران ? بــاز بــــاران

 

می خورد بر بام خانه بی ترانه


بی بهانه شایدم گم کرده خانه...